گزارش زیر روایت یکی از مجروحان اعتراضات دی ۱۴۰۴ است. او نوجوانی ۱۶ ساله و کارگر است که نیروهای سرکوب ۱۸دی‌ماه دست او را هدف قرار داده‌اند. دست راست او دیگر کار نمی‌کند. هویت این نوجوان نزد ایران‌وایر محفوظ است. برای حفظ امنیت او از نام مستعار «رامین» در این گزارش استفاده کرده‌‌ایم.

***

دلش می‌خواست درس بخواند ولی از ۱۳ سالگی مجبور شد، کار کند. خودش می‌گفت که درس خواندن را زیاد دوست نداشته اما تلاشش را می‌کرد تا با درس خواندن به یک جایی برسد و خانواده را از این وضعیت نجات دهد. فکر می‌کرد تنها فایده درس خواندن حداقل این است که شغل آبرومندانه ای در جامعه خواهد داشت و خانواده اش سربلند می شود اما نشد. درآمد پدر کفاف نداد و رامین راهی بازار کار شد. مدتی در بازار آهن پادوی مغازه دارها بود و بعد به خاطر جسته ریز نقش و کار سنگین، نتوانست ادامه دهد و از بازار آهن به بازار بزرگ رفت. یکی از خوشحالی‌هایش این بود که تا ۱۸ سالگی کار کند و پول‌هایش را جمع کند و موتور پرشی پشت ویترین موتور فروشی شوهر خاله‌اش را بخرد اما به قول خودش هر چه می دوید، خرج خانه و اوضاع اقتصادی اجازه نمی داد که به موتور خریدن برسد.

شب هجدهم حوالی جنوب تهران وقتی به خانه رسید، صداهای شعار را از بیرون شنید و با همان سن کمش به این فکر کرد که شاید یک نفر هم بیشتر هم تاثیری در پایان این بی عدالتی داشته باشد. مادرش التماس‌‌کنان از او خواسته بود که بیرون نرود اما رامین رفت و به قول خودش شانس‌اش را امتحان کرد تا شاید ورق زندگی شان برگردد.