تابوت «علی خامنهای»، رهبر پیشین جمهوری اسلامی، در مصلای تهران در برابر دیدگان میلیونها نفر قرار گرفت؛ تصویری که پایان دوران او و آغاز فصلی نو را نوید میدهد. بسیاری از طرفدارانش آرزوی تداوم راه او را در دوران جدید و تحت رهبری پسرش دارند و معتقدند با حضور «مجتبی خامنهای»، وضعیت ایران بهبود خواهد یافت. آنها باور دارند که او مهمترین میراث پدرش، یعنی «تثبیت استقلال و حاکمیت ملی ایران در محیطی پرتنش» را اعتلا خواهد بخشید. با این حال، عدهای دیگر میگویند مقامات کشوری وعدههای او را نادیده گرفته و مسیر را برای مذاکره با عاملان مرگ او هموار کردهاند.
در کنار تابوت او، ارزیابی میراث وی به یکی از موضوعات داغ این روزها بدل شده است. میراث کسی که سالها از «دشمن» سخن گفت و حکومت را بر پایه استراتژی ستیز و مقاومت در برابر غرب و استکبار بنا نهاد؛ دشمنیهایی که بهویژه با آمریکا و اسراییل، ایران را دو بار به جنگ کشاند، آن هم در شرایطی که او همزمان با جنگ و مذاکره مخالفت میکرد. اکنون در غیاب او، میراثدارانش پس از یک جنگ ۳۹روزه به تفاهم با آمریکا تن دادهاند. علی خامنهای جمهوری اسلامی را همچون سیستمی با هدف تضمین بقا طراحی کرد، اما در نهایت، دقیقا بهدلیل همین ساختارِ متمرکز و نهادهای موازی، در برابر بحرانهای درونی و بیرونی دچار شکنندگی شد؛ شاید ماندن جمهوری اسلامی تحت فشار فزاینده مردم و نیروهای بیرونی، ماندگارترین میراث او باشد.






