تهران برای بزرگترین نمایش سیاسی خود در ۴۰ سال گذشته آماده میشود: تشییع پیکر «آيتالله سیدعلی خامنهای» رهبر پیشین جمهوری اسلامی. تقریبا تمام دستگاههای حکومتی از وزارت خارجه تا شهرداریهای مختلف درحال فعالیت هستند تا این مراسم برگزار شود. چهرههای مختلف نزدیک به حاکمیت نیز ایرانیان را به شرکت در این مراسم تشویق میکنند. از جمله «محسن رضایی» که زمانی مشاور رهبر کشته شده بود، مینویسد: «شما ملت غیور، برای آخرین وداع، آماده بدرقه پیکر پاک ایشان شدهاید، این فرصت بینظیر خلق عظیمترین حماسه تاریخ ایران و تشییع میلیونی» او میگوید این اقدام «هرگونه اندیشه تعرض به ایران را از ذهن آنان زدوده و نقش بر آب میسازد.»
جمهوری اسلامی به دنبال آن است که این مراسم را به مراسمی برای بیعت مردم با حکومت تبدیل کند. «امیرسعید ایروانی»، سفیر و نماینده دایم ایران در سازمان ملل میگوید: «میزان حمایت مردمی از حاکمیت ایران، در مراسم تشییع پیکر آیتالله خامنهای در تهران به وضوح برای جهانیان به نمایش درخواهد آمد.» جمهوری اسلامی از چندی پیش میگوید در این مراسم بین ۱۲ تا ۲۰ میلون نفر شرکت خواهند کرد. «محمد قمی» رییس سازمان تبلیغات اسلامی میگوید: «غوغایی به پا خواهد شد عنقریب» که «مسیر حرکت تمدنی ایران» را شکل خواهد داد.
مراسم تشییع بین ترس و فردا
یکی از اقدامات جمهوری اسلامی در سالهای گذشته، در کنار تأکید بر مفهوم «شهید»، تلاش برای برگزاری آیینهای تشییع با بار سیاسی و نمادین بوده است؛ آیینهایی مانند تشییع قاسم سلیمانی که در کرمان با ازدحام جمعیت همراه شد و ۵۶ نفر در آن جان باختند. «احمد علوی» اقتصاددان، معتقد است تشییع ابزاری استراتژیک برای بازتولید قدرت، کسب مشروعیت و کنترل حافظه جمعی تحلیل میکند. او میگوید حاکمیت با تبدیل بدن مرده به یک «بدن سیاسی» و انحصار در تعریف مرگهای ارزشمند و «قابل سوگ»، از مناسک خیابانی برای نمایش اقتدار سازمانی، انسجامبخشی به نیروهای وفادار خود و حذف صدای مخالفان استفاده میکند. سرمایه نمادین حاصل از این سوگواریهای مهندسیشده به منابع مادی و قدرت سیاسی تبدیل میشود تا سیطره نظام بر فضای عمومی، توزیع منابع و روایت رسمی از تاریخ تثبیت گردد.








