«مدتی است که همان داروهای بی‌کیفیت ایرانی هم پیدا نمی‌شود. تمام داروخانه‌های سطح شهر را گشتم تا داروی ایرانی را پیدا کردم. اما دخترم با مصرف دارو به‌شدت بی‌قرار شد. خودزنی کرد و وسایل خانه را شکست. تمام بدنش را زخمی و کبود کرد. مدام سرش را به دیوار می‌کوبید و می‌خواست خاک‌های گلدان را بخورد. چند روز قبل حین رانندگی ناگهان متوجه شدم می خواهد قفل در را باز کند و خودش را پرت کند پایین. ناچار شدم دوباره برای بستری او را به بیمارستان روانی ببرم، اما گفتند تخت خالی نداریم. الان هر ورق داروی خارجی بالای یک میلیون تومان است، تازه اگر گیر بیاید. مگر پدرش چقدر حقوق می‌گیرد؟ ما چه گناهی کردیم؟ دخترم چه گناهی کرده؟»

اینها را نسترن مادر یک دختر ۱۹ ساله در یکی از شهرستان‌های استان خراسان مرکزی می‌گوید. به گفته نسترن، دخترش از کودکی با تشخیص اختلال اوتیستیک تحت درمان روانپزشک بوده و علائم بیماری تا حدی کنترل شده اما این روزها نسترن از مراقبت از دخترش «به ستوه آمده است».

کمبود داروهای آنتی‌سایکوتیک (ضد جنون) به ویژه ریسپریدون که برای کنترل تحریک‌پذیری و پرخاشگری در اوتیسم نیز کاربرد گسترده‌ای دارد، تبدیل به یکی از چالش‌های اصلی در نظام سلامت شده است. در ایران این وضعیت با گسترش بحران‌های دارویی، دسترسی خانواده‌ها را مختل کرده و پزشکان را ناچار به تغيیر مداوم دوز یا جایگزینی داروها کرده است.

برخلاف بیماری‌های جسمانی، بحران کمبود دارو در حوزه روان‌پزشکی به دلیل انگ اجتماعی کمتر رسانه‌ای می‌شود. این مخفی ماندن آماری در حالی صورت می‌گیرد که اختلالات اعصاب و روان رابطه‌ای مستقیم با امنیت روانی جامعه، آمار مرگ خودخواسته، خشونت‌های خانگی و اجتماعی دارد.