۵ماه از بزرگترین کشتار معترضان در تاریخ معاصر ایران میگذرد. در حالیکه ایران نیمی از سال ۲۰۲۶ را در خاموشی مطلق اینترنت بوده، هنوز اسامی جدیدی از کشتهشدههای دو شب ۱۸ و ۱۹دی و شهادتنامههایی از آن دیماه خونین به جهان بیرون از ایران درز میکند.
این گزارش روایت «دانیال (محمد) عیوضی» است، جوانی ۲۶ساله اهل باغملک که در یک کافهرستوران در اهواز کار میکرد و در پی هجوم ماموران برای بازداشتش در سیزدهم دیماه به آبادان رفت. هفدهم، هجدهم و نوزدهم دی۱۴۰۴ در آبادان به خیابان رفت و شب نوزدهم، همزمان با حضور گستردهتر مردم و سرکوب خشنتر و کشتار شهروندان در خیابانها، ۱۶۰ ساچمه بر بدنش نشست؛ ساچمههایی در تمام بدن، از سر تا به پا.
خونریزی دانیال بهحدی بود که مردم او را به بیمارستان رساندند و در حالیکه کادر درمان مشغول درمان او بود، سه ماشین پر از مامور مسلح به بیمارستان آمدند. نهایتا موفق شد با کمک یک پرستار از بیمارستان فرار کند؛ پرستاری که میگوید شنیده بازداشت شده و نمیداند چه بر سرش آمده است.
دانیال اکنون در کشور دیگری است و میگوید آرزویش این است که روزی ایران را آزاد ببیند: «هیچی برای خودم نمیخواهم. فقط روزی برسد که ایران را آزاد ببینم.»
***








