پس از قطعی شدن جدایی «سروش رفیعی» از پرسپولیس، روزنامه اصولگرای «فرهیختگان» در گزارشی، این جدایی را نه یک تصمیم مدیریتی یا فنی، بلکه «نتیجه از دست رفتن جایگاه این بازیکن» میان هواداران و جامعه فوتبال ایران دانست.
در این روایت، رفیعی بازیکنی تصویر میشود که با «حرفهایی برای وایرال شدن»، «حاشیهسازی و دور شدن از فوتبال»، خودش مسیر سقوطش را ساخته و به ادعای این رسانه «محو شد».
همزمان، دهها کاربر در شبکههای اجتماعی، از جمله هواداران پرسپولیس و استقلال، این گزارش را تلاشی برای توجیه جدایی غیرفوتبالی سروش رفیعی دانستند.
این نخستین بار نیست که همزمان با کنار گذاشته شدن یا به حاشیه رفتن یک چهره شناختهشده فوتبال، رسانههای نزدیک به حکومت روایتی تازه از او میسازند؛ روایتی که گاهی پیش از تصمیم مدیران فوتبال آغاز میشود و زمینه پذیرش آن تصمیم را فراهم میکند.
در نوع به حاشیه راندن «علی دایی» و «وریا غفوری» تا «یحیی گلمحمدی» و امروز «سروش رفیعی»، میتوان ردپای الگویی را دید که در آن، روایت رسانههای حکومتی، فشار سیاسی و تصمیمهای مدیریتی، در فاصلهای کوتاه از یکدیگر قرار میگیرند. یک پازل تکراری که دیگر با قرار گرفتن اولین قطعهاش میتوان تصویر کامل آن را تصور کرد.






