از آغاز حملات اسراییل و آمریکا به ایران در ۹ اسفند، جمهوری اسلامی تصمیم گرفت تا تنگه هرمز را ببندند. این اقدام به مساله‌ای بین‌المللی بدل شد و گشودن آن تا کنون دغدغه‌ بسیاری از کشورها بوده است. حال که تهران و واشنگتن برای رسیدن به یک توافق با هم گفتگو می‌کنند، عبور و مرور از این تنگه یکی از محورهای اصلی گفتگو و محل اختلاف جدی است. «دونالد ترامپ» رییس‌جمهور آمریکا خواهان باز شدن این تنگه است و در ۶خرداد خطاب به حاکمیت ایران گفت اگر بخواهند تنگه را کنترل کنند «نابودشان می‌کنیم.»

اما بسیاری در ایران مخالف باز شدن تنگه هرمز هستند و از اعمال حاکمیت بر این تنگه سخن می‌گویند. «ابراهیم عزیزی»، رییس کمیسیون امنیت ملی مجلس تاکید کرده است ایران از اختیار بر تنگه هرمز دست برنخواهد داشت. یا «محمود نبویان»، نماینده دیگر مجلس از لزوم «مدیریت انحصاری ایران بر تنگه هرمز» سخن گفته و تاکید کرده است که باید عوارض از کشتی‌های عبوری گرفته شود.

اکنون برخی از چهره‌های سیاسی و دانشگاهی در ایران، کنترل تنگه هرمز را «بزرگ‌ترین دستاورد پس از انقلاب» می‌دانند و آن را «بمب اتم ایران» می‌خوانند. این در حالی است که در اوایل انقلاب، نگاه مقامات ایران به تنگه هرمز نه به عنوان یک اهرم فشار ، بلکه به عنوان یک «آبراه بین‌المللی» بود که امنیت آن در عمل، دغدغه‌ای حیاتی برای بقای اقتصادی خودِ ایران نیز محسوب می‌شد. در روزهای پر التهاب پس از گروگان‌گیری کارمندان سفارت آمریکا در تهران، که زمزمه‌های جنگ بین دو کشور به گوش می‌رسید؛ رسانه‌ها مدام از احتمال انسداد تنگه هرمز سخن می‌گفتند، اما فرماندهان نظامی وقت ایران، نه تنها بر «بین‌المللی بودن» و «غیرقابل انسداد بودن» این آبراه تاکید داشتند، بلکه بستن آن را فاقد منطق نظامی و آغازگر یک درگیری همه‌جانبه می‌دانستند. حاکمیت انقلابی در آن مقطع، برخلاف گفتمان تهاجمیِ امروز، تنگه را نه یک «سلاح استراتژیک»، بلکه پاشنه‌آشیلِ اقتصاد ملی و منطقه‌ای می‌دید که هرگونه خدشه در وضعیتِ آن، می‌توانست به فاجعه‌ای ساختاری منجر شود.