اقتصاد ایران در آستانه یکی از تندترین و بحرانی‌ترین پیچ‌های تاریخی خود قرار گرفته است. ترکیب تورم ساختاری و مزمن، شوک جنگ و رکود عمیق و آسیب به زیرساخت‌های مهم تولیدی، چنان سایه سنگینی بر معیشت مردم انداخته که به‌نظر می‌رسد حتی با حصول توافق کامل و تزریق منابع مالی، دست‌وپنجه نرم کردن با غول بزرگ و ریشه‌دار تورم در ایران، بسیار مشکل و چالش‌برانگیز خواهد بود چرا که بدون تغییرات و تحولات ساختاری، اقتصاد ایران با سرعت به سمت آینده تاریک ابرتورم می‌تازد.

تورم و افزایش مداوم قیمت‌ها

افزایش مستمر و عمومی سطح قیمت‌ها، طی یک دوره زمانی مشخص، اولین تعریف تورم است. رایج‌ترین روش محاسبه نرخ تورم، استفاده از شاخص قیمت مصرف‌کننده (CPI) است. در این روش محاسبه یک سبد کالا و هزینه مانند غذا، مسکن، حمل‌و‌نقل، بهداشت و آموزش در نظر گرفته می‌شود و افزایش قیمت این سبد در بازه‌های زمانی مختلف محاسبه می‌شود.

نمودار زیر روند رشد نرخ تورم نقطه‌به‌نقطه اعلام شده از سوی مرکز آمار ایران را در ۱۲ماه گذشته نشان می‌دهد. مشخص است که این روند حتی پیش از آغاز جنگ به سمت افزایش در حرکت بوده است.

اما باید توجه داشت که آمارهای اعلام شده از سوی مرکز آمار ایران با واقعیات کف بازار، فاصله قابل توجهی دارند چرا که عواملی مانند اختلاف بالا میان قیمت‌های واقعی و نرخ‌های دستوری مورد استفاده مرکز آمار ایران در محاسبات و تعدیل روش‌های محاسبه نرخ تورم، باعث خطا و نوسان در اندازه‌گیری نرخ واقعی تورم می‌شوند. به علاوه، حذف کالاهای گران از سبد معیشتی خانوار و جایگزینی با کالاهای ارزان‌تر بی‌کیفیت با هدف سرکوب آماری و پایین آوردن دستی نرخ تورم را هم نباید فراموش کرد.